مرتضى راوندى

334

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و آمد نمود . « 1 » كوچه‌هاى اصفهان : كوچه‌هاى اصفهان همه تنگ و كج و معوج و اغلب به علت طاقهايى كه روى كوچه‌ها مىزنند تاريك است . براى رفتن از خانه‌اى به خانهء ديگر ، بايد مثل كورها با نوك پنجه و با احتياط قدم برداشت . اغلب اين كوچه‌ها پر است از زباله و خاكروبه و حيوانات مرده كه سبب عفونت هوا و بروز طاعون مىشود . اگر هواى اصفهان خوب و سالم نبود ، شايد بيمارى از اين شهر ريشه‌كن نمىشد . در اغلب كوچه‌ها چاههايى است براى آب ، برف و باران . علاوه بر اين ، در جوار منازل ، گودالها و مخازنى براى انواع كثافات و مدفوع وجود دارد و هر روز صبح ، كشاورزان با الاغهايشان مىآيند و اين كودها را بار كرده مىبرند و بابت هربار الاغ ، از 5 الى 10 و 12 غازى مىپردازند . كوچه‌هاى اصفهان ، مانند همهء شهرهاى ايران ، سنگفرش ندارد به همين جهت ، در تابستان و زمستان ، اسباب زحمت است يعنى با كمترين باد ، گردوخاك چشم را آزار مىدهد و در اولين بارندگى ، گل‌ولاى آمدورفت را دشوار مىسازد ؛ اما در كوچه‌هاى تجار بزرگ و اطراف ميدان كه عده‌اى موظفند روزى سه چهاربار آب‌پاشى كنند ، هوا لطيف است و از گردوخاك اثرى نيست . در اصفهان ، جماعتى هستند كه يك مشك آب بدوش و يك جام در دست و مقدارى يخ در كيسه دارند و دائم در كوچه‌ها مىگردند و هركس آب يخ بجويد به او مىدهند . پاى ديوارها گودالى ديده مىشود كه ايرانيها بدون خجالت ، در كنار آن نشسته ادرار مىكنند و چون در اغلب نقاط آب جارى وجود دارد ، بعد از ادرار ، آب در مشت كرده آن عضو را مىشويند . و اگر آب نيابند همان عضو را بواسطهء شدت تعصب و وسواس ، به ديوار يا به خاك مىمالند و اين عمل را ، كمال نظافت و علامت حجب و حيا مىشمارند . عامل ديگرى كه به كثافت كوچه‌ها و معابر اصفهان كمك مىكند اين است كه قصابها گوسفندها را در كوچه‌ها مىكشند و خون و روده و امعاء آنها در كوچه مىماند تا دهاتيها بيايند و ببرند . اگر يك اسب يا شتر يا الاغى بميرد ، لاشهء او را در كوچه مىاندازند و هيچ پليسى براى منع اين كارها نيست ؛ ولى اشخاصى هستند كه زود آمده حيوانات مرده را از صاحبانشان خريده مىبرند و از گوشت آن هريسه مىپزند و به عمله‌هاى فقير مىفروشند . براى پختن هريسه ، گوشت حيوان را با گندم مىجوشانند و آنقدر بهم مىزنند تا شىء واحدى بشود ؛ اما هريسهء خوب را از گوشت گوسفند درست مىكنند و در ميدان و ساير محلات به مشتريان مىفروشند . در اصفهان شايد به علت كثيف بودن معابر ، اكثر مردم سواره حركت مىكنند و يك يا دو نفر نوكر پياده كه آنها را شاطر مىنامند ، جلو اسب مىدوند كه راه را باز نمايند . اغلب در كوچه‌ها اسب مىدوانند بدون اينكه از لگدمال كردن اطفال بينديشند ؛ زيرا كه اطفال آنها عادت ندارند كه مثل اطفال ما در كوچه‌ها مشغول بازى بشوند ؛ همين كه از مكتب بيرون مىآيند مىروند پيش پدرهايشان مىنشينند و حرفه و صنعت پدر را مىآموزند . در تمام ايران

--> ( 1 ) . ر ك : سفرنامهء تاورنيه ، پيشين . ص 379 .